ايوشامي مي‌نامند. نامش اُدينگتن احتمالاً از روستايي در آكسفوردشاير يا گلوسترشاير باشد. ايوشام بر كناره‌ٴ رود آوُن در وُرسترشاير است‌. محل و تاريخ تولد و مرگش معلوم نيست‌.
(والتر ايوشامي را نبايد با يك تن راهب كانتربري به‌همين نام اشتباه كرد كه در سال 1228 از سوي راهبان به‌عنوان سراسقف كانتربري برگزيده شد، ولي منصوب نگرديد.)
والتر در سال 1301 تقويمي براي صومعه‌ٴ ايوشام استخراج كرد. در سال 1316 در آكسفورد مشغول رصدهاي نجومي بود و مقارن همان زمان بر روي كتاب توضيح حركات افلاك‌ هشتگانه كار مي‌كرد. در سال 1330 در يكي از گزارش‌هاي كالج مرتن از او ذكري شده است‌. او نمي‌توانسته عضو آن كالج بوده باشد، زيرا بنديكتي بود، نه كشيش آزاد.
دو اثر عمده‌ٴ او عبارت است از رساله‌اي در موسيقي و رساله‌اي در كيميا. پيش از بحث‌ مشروح درباره‌ٴ آنها، بهتر است اشاره‌ٴ كوتاهي بكنيم به ساير آثارش‌، يعني رساله در روش ضرب‌ آسان‌، ارقام صحيح نزد اقليدس و بوئتيوس‌، درباب مرگ سياه (؟)، درباب عمر جهان (؟)، درباب‌ حركت هوا (؟). ثورندايك عقيده دارد كه رساله‌ٴ آخري بايد تحرير ديگري از پيش‌گويي وضع هوا باشد و آن را به‌جاي ريچارد والينگفُردي بهتر است از والتر بدانيم‌.
رساله درباب موسيقي نظري از قديم‌ترين آثار لاتيني در توضيح موسيقي وزني است و به‌ شش مقاله به شرح زير تقسيم شده است‌: 1 ـ 3) صداشناسي‌، تقسيمات سيم ساز؛ 4) نت‌نويسي موسيقي‌: 5) آواز ساده‌؛ 6) موسيقي وزني‌. والتر نخستين موسيقي‌دان نظري بود كه‌ ((به نفع ربع پرده‌ٴ سوم (بزرگ و كوچك‌) نظر داد و اظهار داشت چنين نغمه‌اي با تكرار اكتاو بايد خوشايند باشد.)) (در گام فيثاغوري مورد پذيرش بوئتيوس مخالف به‌حساب آمده بود). رساله‌ٴ موسيقي والتر گام مشخصي به پيش بود، گرچه تنها تاحدي موفقيت داشت‌؛ براي تحقق كامل‌ افكار او لازم بود تا زمان جان دانستيبل (متوفا 1453) منتظر ماند.
از قرار معلوم‌، والتر يك آهنگ‌ساز خوب و هم‌چنين صاحب‌نظر موسيقي بود. رساله‌ٴ او حاوي بسياري از ساخته‌هايش است‌. احتمال دارد فعاليت موسيقي او مقدم بر فعاليت علمي‌اش‌ بوده و تاريخ 1280 كه جان للاند (1506؟ ـ 1552) براي برآمدن او ذكر كرده‌، مربوط به اين‌ فعاليت است‌. در آن صورت رساله‌ٴ موسيقي نظري او از محصولات سده‌ٴ سيزدهم خواهد بود.
رساله‌ٴ بيست فصل در كيمياگري با حمله‌اي به ((كيمياگران دوره‌ٴ اخير)) آغاز مي‌شود، كه آنان‌ راشياد مي‌خواند. ظاهراً اين كتاب مستقل از آثار آرنولد ويلانووايي و رامون لول بوده است‌، ولي از جابربن حيان نقل قول مي‌شود. فرايندهاي مختلف شيميايي را برمي‌شمارد (تكليس‌، انحلال‌، تصعيد، تجميد)و از جدا كردن عناصر چهارگانه ياد مي‌كند؛ از فصل 15 به بعد تلاش‌ چشم‌گيري براي اندازه‌گيري خواص (گرما، خشكي و غيره‌) به‌طريق كمي و برحسب درجات‌ به‌عمل آورده است‌. تلاش عالي والتر به‌علت نبودن تعاريف علمي با شكست روبه‌رو شد. در